تشرف جناب ابوالحسن ضراب اصفهانی در زمانی اتفاق افتاده که تعداد شیعیان، اندک و فضای حاکم بر اجتماع، فضایی کاملاً مسموم و برای شیعیان، پر از خوف و خطر بوده و دوستان اهل بیتعلیهم السلام مأمور به تقیه بوده اند؛ چرا که حکومت غاصب بنی العباس در صدد خاموش کردن نور الهی بود، غافل از آنکه واللهُ مُتمُّ نورهِ و لو کرِهَ الکافِرونَ.
بدین جهت نقل این نوع تشرفات در آن زمان، شخص تشرف یافته را در سنگلاخی از مشکلات میانداخت و نقل آن بیشتر بخاطر دلگرمی شیعیان و دوستان اهلبیت علیهم السلام بوده است.
به هر صورت تجلی آن نور خدا، گهگاه بر نفوس پذیرا و دلهای مهیا، قابل انکار نیست و این که بعضی از اولیاء خدا را توفیق دیدار و شهود صورت شمس الشموسی آن یگانه روزگار، حاصل شده و میشود جای تردید نیست. گرچه بعضی از قضایای نقل شده یا نوشته شده در روزگار ما به خواب و خیال ، بیشتر شبیه است تا به تشرفِ به محضر آن مهرِ عالمتاب، بلکه بعضی از این قصهها به اصل قضیه مهدویت، ضربه جبران ناپذیری خواهد زد و احتیاط در این زمینه امری پسندیده خواهد بود.
مؤسسه فرهنگی دارالهدی که در راستای رسالت خویش به نگارش داستانهای مستندِ تشرف، به قلمی شیوا و شیرین و بهرهگیری از نکات معرفتی و اخلاقی و دستورالعمل های پادشاه مُلک وجود-عجّل الله تعالی فرجه الشریف- اقدام کرده است، در این زمینه، نوشتاری دیگر را به دوستداران نور و منتظران، تقدیم میدارد.